گرامر انگلیسی

جملات شرطی

آموزش جملات شرطی

جملات شرطی‌ شامل دو قسمت می‌باشند: يکی‌ عبارت شرطی‌ و ديگری‌ عبارت اصلی‌. عبارتی‌ که حاوی‌ if باشد را عبارت شرطی‌ و عبارت ديگر را عبارت اصلی‌ می‌ناميم.

رويدادی‌ که در عبارت اصلی‌ توصيف می‌شود بستگی‌ به شرطی‌ دارد که در عبارت شرطی‌ بيان می‌شود.

 

 we will get wet.

If it rains this evening,

عبارت اصلی‌عبارت شرطی‌

عبارت شرطی‌ می‌تواند در انتهای‌ جمله نيز بيايد، ولی‌ در اين صورت علامت ويرگول (,) حذف می‌شود:

 if you press this button.

The door opens
عبارت شرطی‌عبارت اصلی‌

به طور کلی‌ سه نوع جمله شرطی‌ وجود دارد:

  • جملات شرطي نوع اول
  • جملات شرطي نوع دوم
  • جملات شرطي نوع سوم

 

جملات شرطی‌ نوع اول

از جملات شرطی‌ نوع اول برای‌ بيان یک شرط (يا موقعيت) ممکن و يک نتيجه محتمل در آينده استفاده می‌شود.

شرطی نوع اول
شرطی نوع اول
  • If I find your watch, I will tell you.
    (.اگر ساعت شما را پيدا کنم به شما خواهم گفت)
  • If we leave now, we‘ll catch the 10.30 train.
    (اگر حالا حرکت کنيم به قطار ساعت 10:30 می‌رسيم)
  • If I see him, I‘ll tell him the news.
    (.اگر او را ببينم خبرها را به او خواهم گفت)
  • You‘ll get wet if you don’t take an umbrella.
    (.اگر چتر نبری‌ خيس خواهی‌ شد)
  یک نکته
علاوه بر will می‌توان از should ،must ،can ،might ،may و غيره نيز استفاده کرد که در اين صورت معنی‌ آن کمی‌ فرق خواهد کرد:

  • If you pull the cat’s tail, it may scratch you.
    (اگر دم گربه را بکشی‌ ممکن است تو را چنگ بزند )
  • You should eat less rice if you want to lose weight.
    (اگر می‌خواهی‌ وزن کم کنی‌ بايد کمتر برنج بخوری‌)

 

جملات شرطی‌ نوع دوم

از جملات شرطی‌ نوع دوم برای‌ بيان يک شرط يا موقعيت غير واقعی‌ يا غير ممکن و نتيجه محتمل آن در زمان حال يا آينده بکار می‌رود. در واقع در اين نوع جملات حال يا آينده‌ای‌ متفاوت را تصور می‌کنيم.

جملات شرطی‌ نوع دوم
جملات شرطی‌ نوع دوم

چند مثال ديگر:

  • If he needed any money, I‘d lend it to him. (But he doesn’t need it)
    (اگر به پول احتياج داشت به او قرض می‌دادم)
  • If I had more time, I‘d help you.
    (اگر وقت بيشتری‌ داشتم به شما کمک می‌کردم)
  • If I were* a rich man, I‘d buy an expensive car.
    (اگر ثروتمند بودم يک ماشين گرانقيمت می‌خريدم)
  • I wouldn’t accept the job (even) if they offered it to me.
    (اگر آن کار را به من پيشنهاد می‌کردند هم قبول نمی‌کردم)

* در اين نوع جملات، اغلب بجای ‌ was از were استفاده می‌شود:

  • If I were living in Tehran, we could meet more often.

جملات شرطی‌ نوع سوم

از اين نوع جملات شرطی‌ برای‌ تصور گذشته‌ای‌ غير ممکن استفاده می‌شود. در واقع در اين نوع جملات، گوينده آرزوی‌ يک گذشته متفاوت را دارد. (ولی‌ به هر حال گذشته‌ها گذشته!)

شرطی نوع سوم
شرطی نوع سوم
  • If I‘d seen you, I would have said hello.
    (اگر تو را ديده بودم، سلام می‌دادم)
  • If he had driven more carefully, he wouldn’t have been injured.
    (اگر با دقت بيشتری‌ رانندگی‌ کرده بود، مجروح نمی‌شد)
  • If I had known you were in hospital, I would have gone to visit you.
    (اگر می‌دانستم در بيمارستان بستری‌ بوديد می‌آمدم و شما را ملاقات می‌کردم)
  • I would have gone to see him if I had known that he was ill.
    (اگر می‌دانستم بيمار بود می‌رفتم و به او سر می‌زدم)

 

  چند نکته
1- در اين نوع جملات می‌توان بجای‌ would از could يا  might هم استفاده کرد:

  • If the weather hadn’t been so bad, we could/might have gone out.

2- از would فقط می‌توان در عبارت اصلی‌ استفاده کرد و در عبارت شرطی‌ نبايد آن را به کار برد:

  • If I had seen you, I would have said hello. (not : ‘If I would have seen you‘)

 

 

حروف ربط انگلیسی CONJUNCTIONS

CONJUNCTIONS

Conjunctions are words used as joiners.

Different kinds of conjunctions join different kinds of grammatical structures.

The following are the kinds of conjunctions:

  1. COORDINATING CONJUNCTIONS (FANBOYS)

for, and, nor, but, or, yet, so

Coordinating conjunctions join equals to one another:

            words to words,          phrases to phrases,          clauses to clauses.

حروف ربط انگلیسی CONJUNCTIONS
حروف ربط انگلیسی CONJUNCTIONS

Coordinating conjunctions usually form looser connections than other conjunctions do.

 

Coordinating conjunctions usually form looser connections than other conjunctions do.
Coordinating conjunctions go in between items joined, not at the beginning or end.

 

 حروف ربط انگلیسی CONJUNCTIONS
Punctuation with coordinating conjunctions:
When a coordinating conjunction joins two words, phrases, or subordinate clauses, no comma should be placed before the conjunction.

 

حروف ربط انگلیسی CONJUNCTIONSحروف ربط انگلیسی CONJUNCTIONS

A coordinating conjunction joining three or more words, phrases, or subordinate clauses creates a series and requires commas between the elements.

گرامر انگلیسی

گرامر انگلیسی

A coordinating conjunction joining two independent clauses creates a compound sentence and requires a comma before the coordinating conjunction.

گرامر انگلیسی
گرامر انگلیسی
  1. CORRELATIVE CONJUNCTIONS

either. . .or

both. . . and
neither. . . nornot only. . .   but also

These pairs of conjunctions require equal (parallel) structures after each one.

گرامر انگلیسی
گرامر انگلیسی
  1. CONJUNCTIVE ADVERBS

These conjunctions join independent clauses together.

The following are frequently used conjunctive adverbs:

after allin additionnext
alsoincidentallynonetheless
as a resultindeedon the contrary
besidesin facton the other hand
consequentlyin other wordsotherwise
finallyinsteadstill
for examplelikewisethen
furthermoremeanwhiletherefore
hencemoreoverthus
howevernevertheless

 

Punctuation:Place a semicolon before the conjunctive adverb and a comma after the conjunctive adverb.

 

  1. SUBORDINATING CONJUNCTIONS

These words are commonly used as subordinating conjunctions

 

afterin order (that)unless
althoughinsofar asuntil
asin thatwhen
as far aslestwhenever
as soon asno matter howwhere
as ifnow thatwherever
as thoughoncewhether
becauseprovided (that)while
beforesincewhy
even ifso that
even thoughsupposing (that)
howthan
ifthat
inasmuch asthough
in case (that)till

Subordinating conjunctions also join two clauses together, but in doing so, they make one clause dependent (or “subordinate”) upon the other.

A subordinating conjunction may appear at a sentence beginning or between two clauses in a sentence.

 

A subordinate conjunction usually provides a tighter connection between clauses than a coordinating conjunctions does.

Loose:It is raining, so we have an umbrella.
Tight:Because it is raining, we have an umbrella.

 

Punctuation Note:

When the dependent clause is placed first in a sentence, use a comma between the two clauses.  When the independent clause is placed first and the dependent clause second, do not separate the two clauses with a comma.

جدول 16 زمان (معلوم) انگلیسی به همراه فرمول و مثال در یک صفحه

 

 

 

 

 

جدول زمانها در زبان انگلیسی pdf
جدول زمانها در زبان انگلیسی pdf

 

این آموزش ها ادامه دارد!

لینک کوتاه این آموزش:

e-zaban.ir/?p=2586

 

 

 

زمانــــهای حال زمانـــــهای گذشته زمانـــــهای آینده زمانهای آینده در گـذ شتهE-Zaban.ir
حال ساده گذشته ساده آینده ساده آینده در گذشته ساده
زمانهای سادهفعل + + wouldفاعل
I would watch
He would watch
فعل + + willفاعل
I will watch
He will watch
فعل + فاعل
I studied
He studied
فعل + فاعل
I watch
He watches
زمانهای
استمراری
حال استمراری گذشته استمراری آینده استمراری آینده در گذشته استمراری
+فاعلWould +be + +فعلing
I would be watching
He would be watching
+فاعلWill +be + +فعلing
I will be watching
He will be watching
( +فاعلwas,were) + +فعلing
I was watching
He was watching
+فاعلam/is/are ++فعلing
I am watching
He is watching
زمانهای کاملحال کامل(ماضی نقلی) گذشته کامل( ماضی بعید) آینده کامل آینده در گذشته کامل
+فاعلWould+ have + p.p
I would have watched
He would have watched
+فاعلWill+ have + p.p
I will have watched
He will have watched
+ فاعلhad + p.p
I had watched
He had watched
+فاعلhave/has + p.p
I have watched
He has watched
زمانهای کامل
استمراری
حال کامل( ماضی نقلی استمراری) گذشته کامل( ماضی بعید استمراری) آینده کامل آینده در گذشته
+فاعلWould+ have+been+ +فعلing
I would have been watching
He would have been watching
+فاعلWill+ have+been+ +فعلing
I will have been watching
He will have been watching
+فاعلhad+ been+ +فعلing
I had been watching
He had been watching
+فاعلhave/has+been+ +فعلing
I have been watching
He has been watching

زمان حال کامل (present perfect)

دانلود آموزش انگلیسی ساختار زمان حال کامل (present perfect) در انگلیسی به این شکل است:

have / has + past participle

در این ساختار ابتدا اگر فاعل سوم شخص مفرد باشد از has استفاده می کنیم در غیر این صورت have را بکار می بریم. past participle هم اسم مفعول می باشد که برای ساخت آن اگر فعل جمله یک فعل بی قاعده باشد از شکل سوم آن یعنی past participle استفاده می کنیم ولی اگر فعل جمله جزء افعال بی قاعده نبود برای تبدیل آن به اسم مفعول d یا ed را به انتهای آن اضافه می کنیم.

 

He has written a lot of articles

او مقاله های زیادی نوشته است

They have seen that soccer match two times

آنها اون بازی فوتبال رو دو بار دیدند

Have you seen that soccer match too?

تو هم اون مسابقه فوتبال رو دیدی؟

افعال بی قاعده زیادی هستند که ممکن است بخواهید اسم مفعول (شکل سوم) آنها را یاد بگیرید، برای دیدن لیست آنها به افعال بی قاعده مراجعه کنید.

ثبت نام کلاس آنلاین مکالمات کاربردی انگلیسی لهجه امریکن ادامه دارد…!

جهت شرکت در جلسه آزمایشی رایگان و اطلاع از شرایط کلاس کلیک کنید.

زمان حال کامل (present perfect)

کاربرد زمان حال کامل

 

برای صحبت در مورد تجربه هایی که یک شخص داشته است

I have met your brother

من برادرت را ملاقات کرده ام

Mark has been to Germany two times

مارک دو بار در آلمان بوده است (مارک دو بار به آلمان رفته است)

I have seen the movie Titanic

من فیلم تایتانیک را دیده ام

Have you ever tried Chinese food?

تا حالا غذای چینی رو امتحان کردی؟

.

 

برای صحبت در مورد چیزی که در گذشته شروع شده است و تاکنون هم ادامه دارد

 

I have known Flip for ten years

فلیپ رو 10 سال است که می شناسم

Maria has lived in Manchester since 2002

ماریا از سال 2002 در منچستر زندگی کرده است

.

برای صحبت درباره تاثیرات مربوط به زمان حال چیزی که در گذشته اتفاق افتاده است

A: How much should I pay, sir?

B: 20 dollars

A: Oh my God, I can’t find my wallet, I think I have lost it

چقدر باید بپردازم آقا؟

20 دلار

وای خدای من، نمی تونم کیف پولم را پیدا کنم، فکر کنم گمش کردم

*در مثال بالا گم شدن کیف در گذشته اتفاق افتاده است و تاثیر مربوط به زمان حال آن این است که آن شخص نمی تواند پولی را که باید، بپردازد.

.

چیزهایی که تا الان تکرار شده اند

He has been to Spain three times

او تا به حال سه بار به اسپانیا رفته است (او تا به حال سه بار در اسپانیا بوده است)

Marry and I have eaten at this restaurant several times

من و ماری چندین بار در این رستوران غذا خورده ایم

.

اعمالی که به تازگی به اتمام رسیده اند

نکته: برای این کاربرد زمان حال کامل اغلب قبل از اسم مفعول از just (به معنی همین الان) استفاده می شود.

I have just finished work

من همین الان کارم را تمام کردم

She has just left here

او همین الان اینجا رو ترک کرد

در این کاربرد ما می توانیم از recently ( به معنی اخیرا، به تازگی) نیز استفاده کنیم.

I don’t know why I haven’t seen Alexander recently

نمی دونم چرا الکساندر رو اخیرا ندیدم

 

نکات مهم زمان حال کامل

  • از حال کامل برای چیزهایی که در گذشته در یک زمان نامعین اتفاق افتاده اند یا شروع شده اند استفاده می کنیم.
  • یکی از اشتباهات رایج در خصوص بکار بردن زمان حال کامل استفاده از کلمات و عباراتی مثل yesterday, last month, two years ago و غیره که تمرکزشان روی گذشته است می باشد، ولی تمرکز زمان حال کامل روی زمان کنونی است نه گذشته که تمام شده است. بنابراین از چنین عباراتی نباید استفاده کرد.

I have seen Reza yesterday

She has sold her house two weeks ago

ولی می توانیم از کلمات و یا عباراتی که اشاره به این نکته که هنوز چیزی تمام نشده است دارند استفاده کنیم

I haven’t seen Reza today

من رضا رو امروز ندیده ام

Brian has visited his family this week

برایان این هفته از خانواده اش دیدن کرده است

 

  • کلمات for و since در زمان حال کامل کمی گیج کننده هستند. از for موقعی استفاده می کنیم که بخواهیم به مدت زمانی که چیزی وجود داشته است اشاره کنیم. و since را زمانی بکار می بریم که بخواهیم به نقطه ای که چیزی در گذشته شروع شده است یا بوجود آمده است اشاره کنیم.

We have been friends since 2010

ما از سال 2010 دوست بوده ایم

He has worked in Italy for ten years

او 10 سال در ایتالیا کار کرده است

ثبت نام کلاس آنلاین نکات طلایی گرامر و تله های تستی ادامه دارد…!

جهت شرکت در جلسه آزمایشی رایگان و اطلاع از شرایط کلاس کلیک کنید.

لینک کوتاه این آموزش زبان:

http://e-zaban.ir/?p=1288

گرامر was و were

آموزش گرامر was و were

Was گذشته ی ساده فعل am و is است

Were  گذشته ی ساده فعل  are است.

گرامر was و were

شکل منفی:  برای ساختن حالت منفی بایستی not را پس از was و were در جمله بیاوریم.

I was not(wasn’t) ، he/she was not (wasn’t) ، it was not (wasn’t)

We were not(weren’t) ، you were not (weren’t) ، they were not(weren’t)

گرامر was و were

شکل سوالی: برای ساخت جمله سوالی  باید کلمات was و were را به ابتدای جمله ببریم.

Was I? Was he/she? Was it?

Were we? Were you? Were they?

Were

Was

They aren’t here (now)

آنها اینجا نیستند

They weren’t here last Sunday

آنها یکشنبه قبل اینجا نبودند

i am hungry (now)

من گرسنه ام

i was hungry last night

من دیشب گرسنه بودم

You are late

شما تاخیر دارید

You were late yesterday

دیروز تاخیر داشتی

Where is john?

جان کجاست؟

Where was john yesterday?

دیروز جان کجا بود؟

 

حروف اضافه زمان At, in, On

در زبان انگلیسی حرف اضافه in برای بیان قسمتی از روز و همپنین قبل از ماه، سال و فصل به کار می رود. مانند:
in the morning, in the afternoon, in the evening ,in January
حرف اضافه On قبل از روزهای هفته و نیز روزهای مشخص و دقیق سال استفاده می شود. مانند:
on Saturday, on June 7th, on Friday morning
حرف اضافه at  برای مقاطع زمانی مانند شب، نیمه شب، ظهر و…. به کار برده می شود. مانند:
at night, at midnight, at noon, at dawn, at midday, at sunrise
توجه: حرف اضافه ی ساعت ها at 11 AM  است.

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

 تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

 A, a             
  حرف a  صداهای مختلفی دارد مثل (آ ) ، (اُ ) ، (اَ ) و غیره که براساس
حروف همجوار یا موجود در آن کلمه تعیین می گردد . مثلاً اگر (a ) قبل از 
(ss) ، ( L) ، ( ph) ، ( th) ، ( r) بیاید معمولاً صدای (آ ) می دهد مثل :
Car- park -father- pass
Path -star -craft
After- far -telegraph
Calm- bar- photograph
Grass- bath -class
نکته: هرگاه بعد از( a) حرف  ( L)و بعد از   آن یکی از حروف (L) ( f)یا(v ) ،باشد
نه تنها( a) صدای( آ) میدهد  بلکه ( L) نیز تلفظ نمی شود مثل :
Palm , half , halves
اگر( a)قبل از حروف ( L) یا (w )  قرار بود معمولاً صدای ( اُ ) می دهد مثل :
Low , saw , jaw , small , chalk , also , all ,
اگر بعد از( a )یکی از حروف (I)یا(y)بیاید صدای خودش یعنی  ،    
(اِی ) را میدهد مثل :
Say , way ,jaw , small , chalk , also , all
در کلماتی که دارای حرف ( a ) باشند  و حرف آخر کلمه هم ( e)
 باشد (a)صدای خودش یعنی ( اِی ) را می دهد ، مثال :
Take , table , face , shake , blade , save
همچنین در کلماتی که دارای ترکیب، tive و یا tion
 باشند حرف( a ) صدای خودش را می دهد ، مثل :
Native , nation , dilation , realization , station , relation
در کلماتی که نیز که بهy  ختم شده اند اگر یک حرف ما قبل آخر
( a) باشد باز صدای خودش را  می دهد مثل :
Lady , baby ,
بطور کلی در غیر از این موارد بالامعمولاً ( a )صدای ( اَ ) می دهد :
Bad , mat , sad ,cat

نکته :باید دانست که که در برخی از کلمات که حرف اول آنها ( a ) می باشد و

و بعد از آن یک حرف بی صدا مثل  ( g) یا ( b)قرار دارد وبعد از آنهامجدداً یک حرف صدا دار مثل
(a ) ، ( o)و غیره بیاید( a) اول کلمه ،  بصورت ( آ و اِ ) ضعیف ادا می شود ، مثل :
Again , about , ago , adore

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

B , b

در اکثر کلمات صدای ( ب ) فارسی دارد . اما معملاً در موارد زیر حرف ( b)
 تلفظ نمی شود :
اگر بعد ( m) بیاید ، مثل  – plumb numb , thumb , dumb
climb , lamb , comb

 اگر قبل از حرف( t)  قرار گیرد مثل :

doubt , debt

C , c

  حرف ( c ) بنا بر حروفی که با آنها ترکیب می شود می تواند صداهای
(س ) ، ( ک ) و یا ( ش ) داشته باشد .
 قبل از یکی از حروف ( y) ، ( e) ، (i) ,  معمولاً صدای (س ،  ) می دهد ، مثل :
City , face , race , bicycle , cell , cinema , ceiling ,
اگر ( c)  قبل از یکی از ترکیبات صدای( ia) و یا ، ( io)و یا, ( ie) ، (ea)   بیاید
( c)صدای(ش) می دهد ، مثل :
Delicious , social , ocean, ancient vivacious , precious
حرف ( c) معمولاً در غیر این موارد بالا صدای ( ک ) دارد ، مثل :
Music , scientific , craft , cloth , tract ,
نکته :
معمولاً ( c) در آخر کلمات انگلیسی صدای ( ک ) می دهد .
حرف ( c) غالباًبعد از  حرف ( s) تلفظ نمی شود ، مثل:
scenery,scissors
 ترکیب (ch ) اصولاً صدای ( چ ) می دهد ، مثل :
Church , china , chips
اما اگر کلمۀ مزبور از زبان یونانی باشد( ch) ، صدای ( ک) می دهد مثل :
Scheme , chorus , echo
و اگر کلمۀ مورد نظر از زبان فرانسه باشد ( ch)صدای ( ش ) دارد مثل :
Machine , chevalier
 در برخی از کلمات مثلarchduke , archbishop صدای ( چ ) می دهد
.
گاهی نیز اصلاً تلفظ نمی شود ، مثل :
Yacht , schism ,
ترکیب ( ck) : صدای ( ک) می دهد ، مانند

rock , pack , packet

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

D , d

( d) صدای ( د ) می دهد ، مانند :

Mad , doctor , admit , dog   (

نکته 🙁 d)بعد از t صدای خود را دارد مانند:

Acted , celebrated , hated

اگر بعد از( d) ترکیب(ge)بیاید ( d) تلفظ نمی شود ، مثل :

Gadget , judge , knowledge , bridge , edge , pledge , lodge ,

اگر ( -ed) بعد از حروف بیصدا بیاید معمولاً صدای (ت) می دهد مانند :
Stopped , washed , brushed , worked , watched , stuffed

( d)گاه در ترکیب ( die) صدای ( ج ) می دهد ، مانند
Soldier
( d)در کلمات زیر به تلفظ در نمی آید :
Wednesday , handkerchief , handsome

E , e

در صورتی که در کلمه ای(e) آخرین حرف باشد و دومین حرف ما قبل نیز ( e)
 صدای خودش یعنی (ایی ) را می دهد ، مثل:
Severe , scheme
( e)در آخر ضمایر و افعال کمکی صدای خودش را می دهد مانند :
Be , he , me , she ,
( e) در آخر کلمات تلفظ نمی شود ، مانند :
Take , change , blade , save , cake , blame
در غیر این صورت معمولاً صدای (اِ ) فارسی را دارد ، مثل :
Help , send , led , several ,
نکته :اگر( e)قبل از ترکیب ( -ry)بیاید تلفظ نمی شود ، مثل : 
Every , delivery , surgery ,

F ,f                        
( f)در حرف اضافۀ( of)صدای ( و ) می دهد . 

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

G ,g

دارای صداهای ( ج) ( گ) می تواند باشد .اگر ( g) قبل از حروف ( a) و ( o) ، ( u) بیاید

( g)صدای ( گ) می دهد ، مثل :

Gum , gate , God

قبل از حروف ( e) یا ( i)گاه صدای ( ج )  و گاه صدای ( گ) می دهد مانند:

Get , gem , general , ginger

بدین صورت که اگرقبل از یکی از ترکیبات( en) ، ( -em) ، ( -in)  ( -er)

بیاید صدای ( ج) می دهد ، مثل : 

Gin , gentle , Germen , germ
معمولاً اگر( g)قبل از( y)بیاید  صدای (ج ) می دهد مثل : 
Biology , Egypt , gypsy , radiology
نکته :
( g)قبل از حروف(m) یا(n)  و یا در ترکیب (dge) تلفظ نمی شود ،مثل :
Resign , gnome , bridge , sign , gnat , diaphragm , judge
( g) در ترکیبات( ght) یا ( gh) تلفظ نمی شود مثل :
Straight , might , right , night , sigh , high , sight , drought , bough ,
(g ) معمولاً در آخر کلمات صدای ( گ) می دهد ، مانند :
Pig , rug big
قبل از یکی از ترکیباتeo) ، ( ao) ، ( ia) صدای ( ج) می دهد مثل :
Giant , gaol , geology ,
( g)در کلماتی که به  ( -ung) ، ( -ong) ، ( -ang) ، ( -ing)
  ختم میشوند به بصورت( گ )خیلی ضعیف تلفظ می شود( صدای گ به گوش نمی رسد بیشتر صدای ن به گوش میرسدو این صدا درون حفره بینی تولید میشود) ، مثل :
Sing , playing , song , sung , eating , sang .
( gh) : گاه صدای ( گ) دارد ، مانند ghost 
 ( gh) : گاه صدای ( ف ) دارد ، مانندenough

H , h

( h) , : صدای ( ه ) و ( ح) فارسی دارد ، مانند hit , head , horn
(h)در برخی از کلمات قبل از برخی حروف صدار دار تلفظ نمی شود ،
مثل :
Hour , honest , heir , rhyme
( h)همواره در آخر کلمه به تلفظ در نمی آید ، مانند :
Oh , sigh , sarah , messiah
( h)بعد (r) از تلفظ نمی شود ، مثل :
Rhetoric , rhubarb , rhyme
نکته :
در صورتی که با برخی کلمات ترکیب شود صدای متفاوتی می دهد،
مثل :
ch = چ  kh = خ  zh = ژ ph  = ف  gh = ق ، غ
sh = ش
th = شبیه (ث ) یا ( ذ) عربی

I , i

حرف( i)معمولاً دارای صدای ( آی ) و ( ایی ) می باشد . 
این حرف که در موارد زیر صدای خودش یعنی ( آی ) را می دهد :
در کلماتی که به ترکیب( -nd) ختم شده اند مانند :
Grind , bind , find , behind , blind
در کلماتی که به ترکیب( -ld) ختم شده اند ، مانند :
Wild , mild , child
در کلماتی که به ( ght) یا ( gh) ختم شده اند ، مانند
Sigh , hight , bright ,
در کلماتی که دارای حرف( i) باشندو حرف آخر آن کلمات  ( e) باشند، 
مانند :
Fine , time , ride , bite , knife ,
در صورتی که بعد ( i)حرف(r ) بیاید  ( i) صدای معادل ( اِ ) می دهد ، 
مانند :
Bird , Birmingham
 در غیر موارد بالا صدای (ایی ) کوتاه می دهد ، مثل:
fit , sit lid , hit , bit

J , j

صدای ( ج ) فارسی دارد ، مثل : ( j)
Judge , job

K , k

صدای ( ک ) میدهد ، مثل : ( K)
Key , kill , kite , kitten
 ( k)معمولاً در اول کلمه و قبل ازحرف( n) تلفظ نمی شود ، مانند :  
Knee , knowledge , know , knock , knife
نکته :
( kh)برای نشان دادن صدای ( خ ) در کلمات غیر انگلیسی بکار می رود
مانند :
Khomeini , khaki , kakh , khosrow
که البته این ترکیب در انگلیسی معمولاً (ک ) تلفظ می شود .

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

L , l

(L ) صدای ( ل ) فارسی را دارد ، مانند :
Lip , bleed , lead , help
(L) قبل از حروف (d ) ، ( k) ، ( m) ، ( f )تلفظ نمی شود ، مانند :
Half , palm , talk , could , calf , folk , yolk , calm ,

M , m

( m)صدای ( م ) فارسی را دارد ، مانند :
Morning , moon , some , him ,

N , n

(n ) صدای (ن ) می دهد مانند :
Noon , sun , can , end ,
( n) بهمراه(m ) تلفظ نمی شود مانند :
Damn , column , solemn , autumn ,
نکته :
اما اگر بعد از( -mn) حرف صدا داری بیا ید(n ) تلفظ نمی شود ، مثل:
Damnable , solemnity ,
ترکیب ( ng-) صدای (ن ) تو دماغی دارد ، مانند :
Thing , sing , playing

O , o

صدای ( اُ ) فارسی را می دهد ، مثل :
Morning , moon , foe , no , rose ,
گاه صدایی بین ( آ ) و ( اُ ) را میدهد ، مانند :
Hot , not , trot
نکته :
در کلمه of صدای( آ) می دهد 
اگر( o)در آخر کلمه بعد از ترکیب ( ry)  بیاید تلفظ نمی شود ، مثل :
Satisfactory , history , factory , explanatory

P , p

(p )مثل حرف (پ ) فارسی تلفظ می شود، مثل :
Put , poor , part , apple , up , pen ,
اگر ( p) بهمراه یکی از حروف(n ) یا ( s) ، ( t) در ابتدای کلمه ای بیاید ،
به تلفظ در نمی آید ، مثل :
Psychology , psalm , pneumonia
همچنین این حرف اگر بین (t ) و ( m)  بیاید تلفظ نمی شود ، مثل :
Empty , resumption , temptation
نکته :
در برخی از کلمات تلفظ نمی شود ، مثل :
Cupboard , raspberry , refit ,
در آخر برخی از کلمات ضعیف تلفظ نمی شود ، مثل :
Lump , dump
ترکیب (ph ) معمولاً صدای ( ف ) می دهد اما گاه صدای (و ) نیز می
دهد ، مثل :
Nephew , Stephen ,
ترکیب( ph) قبل از( th) تلفظ نمی شود ، مثل :
Phthisis ,
در صورتی که(p )  در یک هجا و ( h) در هجای دیگر یک کلمه باشد و هر
یک صدای جداگانه خود را خواهد داشت ، مثل :
Hap , hazard

Q , q

( q)صدای (کو ) فارسی را دارد ، مانند :
Quite , quarrel , question ,

در صورتی که( que) در آخر کلمه بیاید صدای (ک ) می دهد ، مانند :
Coequal, unique

R , r

( r) صدای ( آر) می دهد که زبان به سمت سقف دهان بر میگردد این با (ر) در فارسی متفاوت است.

مانند : Red , dear , car , ready

این حرف در انگلیسی برتانیایی در صورتی که در آخر کلمه بیاید و یا بدنبال آن حرف بیصدا
باشد ، تلفظ نمی شود ، مانند :
Bear , star ,cahier , park , art
نکته :
در انگلیسی برتانیایی اگر بعد از حرف صدا دار باشد و یا کلمۀ بعدی با یک حرف صدا دار
آغاز گردد( r)تلفظ می شود  ،
Origin , radio , father
یا جمله :
? How far is it
  که ( r) تلفظ می شود
S , s                           
( s)مانند ( س) فارسی تلفظ می گردد مانند :
Risk , task , sit ,sixteen
این حرف در آخر بعضی کلمات که به (t ) ، (f ) و ( p), ( k)ختم شده اند
صدای (س ) می دهد مانند :
Lamps , proofs , parks , risks
در آخر ضمایر و افعال کمکی همواره صدای (ز ) می دهد ، مثل :
Was , his , does ,
بین دو حرف صدا دار صدای (ز ) می دهد ، مثل :
Fuse, these, rise , wise ,
ترکیب (sion ) ، ( sua) یا ( sure) صدای ( ژ ) میدهد مثل :
Usual , measure , treasure , television , intrusion
ولی اگر قبل از( s) حرف بی صدا بیاید ، صدای ( ش ) می دهد .
نکته :
( s)معمولاً در اول کلمه همیشه صدای (س ) می دهد ، مثل :
Sit , sack , seal , sour
( s)در برخی از کلمات تلفظ نمی شود ، مثل :
Aisle , isle , island , corps , viscount
در کلماتی که شکل اسمی و فعلی آن یکسان است( s) در شکل فعلی ( س ) ،
  و در شکل اسمی ( ز ) می دهد مثل :
close ___z       close ___ s
( s) قبل از (y )صدای ( ز ) می دهد مثل :
Rosy , noisy , busy , easy
ترکیب( su) همواره صدای ( ش ) می دهد مثل : 
Sure , sugar , insurance ,
ترکیب( sh) صدای ( ش ) می دهد مثل :
push , shall , she , shrine ,

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

T , t

مانند ( ت) فارسی تلفظ می شود ، مثل :
Root , table , mat
ترکیب( t) با( ia) و یا (ie ) ،( io) صدای ( ش ) می دهد ,مثل :
Patient , partial , nation , function , essential ,
اگر بعد از( t) یکی از حروف( e) یا (i ) و ( u) بیاید صدای ( چ) می دهد ، 
مثل :
Question , , nature , , picture , mutual
( t) در غیر این مواردصدای ( ت ) فارسی را می دهد ، مانند :
Test , too , beat , fifteen
نکته :
( t) در برخی از کلمات تلفظ نمی شود بویژه اگر ( t) در ترکیبهایی نظیر
  (st ) ، (oft ) ، (tle)باشد,مانند :
Fasten , rustle , Christmas , hasten , often
ترکیب( th)  صدای شبیه ( ث ) دارد مانند :

three , with , path

U , u

معمولاً صدای خودش یعنی (یو ) را می دهد( u )در کلماتی که به
use , fuseختم تلفظ نمی شود می شوند) :  مثل
 مثل : ( gue) یا ( que) در ترکیب ( u)
Dialogue , antique ,
در غیر این موارد صدایی بین (آ ) و( اَ ) می دهد مانند :
Cut , but , cult ,

V , v

این حرف صدای (و) فارسی را می دهد بدین صورت که با قرار دادن
دندانهای بالا روی لب پایین تولید می شود ، مانند :
Very, revolt , valid , solve

W , w

این حرف صدای (و ) فارسی را می دهد ، اما باحلقه کردن لبها تولید می شود ، مانند :

Windows , will , well , way

تلفظ نمی (w ) ، شروع می شوند ( wr) نکته : در کلماتی که با ترکیب
شود ، مثل :
Write , wrist , wrap , wring , wrong , wretch , wreck

X , x

این حرف دارای صدای ( ز ) ، (کس )  یا ( گز ) می دهد .
اگر در ابتدای کلمه بیاید در موارد خاصی صدای ( ز ) می دهد ، مانند :
Xylophone , xylosection ,
اگر در ابتدای کلمه بیاید معمولا  صدای (کس ) می دهد مانند :
Express , exercise ,
 اگر بین دو حرف صدا دار باشد صدای (گز ) می دهد مانند :
Exam , example ,

Y ,y

صدای ( یه ) ( آی ) یا ( ئی ) کوتاه می دهد ، مثل :

Yet , yes , my , shy , party , lady

Z , z

صدای (ز) فارسی می دهد,مانند:

zebra, zest,zero

250 قید در زبان انگلیسی

قید در زبان انگلیسی

.

از میان انبوه کلمات، تعداد 252 تا از قید ها در زبان انگلیسی شناسایی شده اند که 154 تای آن قید و بقیه کلماتی هستند که نقش قید نیز دارند. مانند واژه “by” که حرف اضافه می باشد ولی می تواند به عنوان قید نیز به کار رود.
طبق معانی و کاربرد کلمات زیر به این صورت دسته بندی شده اند: 1) مقدار تکرار قید ها 2) تکرار (قید + نوع دیگر)  3) تکرار (نوع دیگر + قید)

نوع    تناوب تکرار    واژه
not    658        (adverb)
also    419        (adverb)
very    191        (adverb)
often    187        (adverb)
however    128        (adverb)
too    114        (adverb)
usually    101        (adverb)
really    79        (adverb)
early    77        (adverb)
never    76        (adverb)
always    69        (adverb)
sometimes    67        (adverb)
together    63        (adverb)
likely    57        (adverb)
simply    54        (adverb)
generally    52        (adverb)
instead    50        (adverb)
actually    46        (adverb)
again    44        (adverb)
rather    42        (adverb)
almost    41        (adverb)
especially    41        (adverb)
ever    39        (adverb)
quickly    39        (adverb)
probably    38        (adverb)
already    36        (adverb)
below    36        (adverb)
directly    34        (adverb)
therefore    34        (adverb)
else    30        (adverb)
thus    28        (adverb)
easily    26        (adverb)
eventually    26        (adverb)
exactly    26        (adverb)
certainly    22        (adverb)
normally    22        (adverb)
currently    19        (adverb)
extremely    18        (adverb)
finally    18        (adverb)
constantly    17        (adverb)
properly    17        (adverb)
soon    17        (adverb)
specifically    17        (adverb)
ahead    16        (adverb)
daily    16        (adverb)
highly    16        (adverb)
immediately    16        (adverb)
relatively    16        (adverb)
slowly    16        (adverb)
fairly    15        (adverb)
primarily    15        (adverb)
completely    14        (adverb)
ultimately    14        (adverb)
widely    14        (adverb)
recently    13        (adverb)
seriously    13        (adverb)
frequently    12        (adverb)
fully    12        (adverb)
mostly    12        (adverb)
naturally    12        (adverb)
nearly    12        (adverb)
occasionally    12        (adverb)
carefully    11        (adverb)
clearly    11        (adverb)
essentially    11        (adverb)
possibly    11        (adverb)
slightly    11        (adverb)
somewhat    11        (adverb)
equally    10        (adverb)
greatly    10        (adverb)
necessarily    10        (adverb)
personally    10        (adverb)
rarely    10        (adverb)
regularly    10        (adverb)
similarly    10        (adverb)
basically    9        (adverb)
closely    9        (adverb)
effectively    9        (adverb)
initially    9        (adverb)
literally    9        (adverb)
mainly    9        (adverb)
merely    9        (adverb)
gently    8        (adverb)
hopefully    8        (adverb)
originally    8        (adverb)
roughly    8        (adverb)
significantly    8        (adverb)
totally    7        (adverb)
twice    7        (adverb)
elsewhere    6        (adverb)
everywhere    6        (adverb)
obviously    6        (adverb)
perfectly    6        (adverb)
physically    6        (adverb)
successfully    5        (adverb)
suddenly    5        (adverb)
truly    5        (adverb)
virtually    5        (adverb)
altogether    4        (adverb)
anyway    4        (adverb)
automatically    4        (adverb)
deeply    4        (adverb)
definitely    4        (adverb)
deliberately    4        (adverb)
hardly    4        (adverb)
readily    4        (adverb)
terribly    4        (adverb)
unfortunately    4        (adverb)
forth    3        (adverb)
briefly    2        (adverb)
moreover    2        (adverb)
strongly    2        (adverb)
honestly    1        (adverb)
previously    1        (adverb)
as    1363        (adverb,conjunction,pronoun)
there    470        (adverb,pronoun,noun)
when    442        (adverb,conjunction)
how    412        (adverb,conjunction)
so    352        (adverb,conjunction,pronoun)
up    296        (adverb,preposition,adjective)
out    294        (adverb,preposition,adjective)
no    213        (adverb,adjective,noun)
only    208        (adverb,adjective,conjunction)
well    184        (adverb,verb,noun)
then    179        (adverb,adjective)
first    176        (adverb,adjective)
where    166        (adverb,pronoun,noun)
why    118        (adverb,conjunction,noun)
now    104        (adverb,conjunction,adjective)
around    101        (adverb,preposition)
once    95        (adverb,conjunction)
down    94        (adverb,preposition,adjective)
off    74        (adverb,preposition,adjective)
here    72        (adverb,interjection)
tonight    71        (adverb,noun)
away    59        (adverb,adjective)
today    54        (adverb,noun)
far    46        (adverb,adjective)
quite    45        (adverb,interjection)
later    42        (adverb,interjection)
above    40        (adverb,preposition,adjective)
yet    32        (adverb,conjunction)
maybe    17        (adverb,noun)
otherwise    14        (adverb,adjective)
near    13        (adverb,preposition,adjective)
forward    11        (adverb,adjective,noun)
somewhere    10        (adverb,noun)
anywhere    9        (adverb,noun)
please    8        (adverb,verb,idiom)
forever    7        (adverb,noun,idiom)
somehow    6        (adverb,idiom)
absolutely    5        (adverb,interjection)
abroad    2        (adverb,noun)
yeah    2        (adverb,interjection)
nowhere    1        (adverb,pronoun,adjective)
tomorrow    1        (adverb,noun)
yesterday    1        (adverb,noun)
the    9243        (definite article,adverb)
to    4951        (preposition,adverb)
in    2822        (preposition,adverb)
on    1087        (preposition,adverb,adjective)
by    706        (preposition,adverb)
more    597        (adjective,adverb)
about    451        (preposition,adverb,adjective)
such    236        (adjective,adverb)
through    235        (preposition,adverb,adjective)
new    210        (adjective,adverb)
just    208        (adjective,adverb)
any    190        (adjective,adverb)
each    173        (adjective,adverb)
much    165        (adjective,adverb)
before    141        (preposition,adverb,conjunction)
between    137        (preposition,adverb)
free    115        (adjective,adverb,verb)
right    113        (adjective,adverb,noun)
best    108        (adjective,adverb,noun)
since    107        (preposition,adverb,conjunction)
both    91        (adjective,adverb)
sure    90        (adjective,adverb)
without    89        (preposition,adverb,conjunction)
back    86        (noun,adverb,verb)
better    86        (adjective,adverb,noun)
enough    82        (adjective,adverb,interjection)
lot    82        (pronoun,adverb,noun)
small    81        (adjective,adverb)
though    81        (conjunction,adverb)
less    75        (adjective,adverb,preposition)
little    71        (adjective,adverb)
under    70        (preposition,adverb,adjective)
next    64        (adjective,adverb,noun)
hard    61        (adjective,adverb)
real    58        (adjective,adverb,noun)
left    52        (adjective,adverb)
least    50        (adjective,adverb)
short    48        (adjective,adverb,noun)
last    47        (adjective,adverb,noun)
within    46        (preposition,adverb)
along    45        (preposition,adverb)
lower    41        (adjective,adverb)
true    38        (adjective,adverb,verb)
bad    37        (noun,adverb,adjective)
across    36        (preposition,adverb,adjective)
clear    35        (adjective,adverb,verb)
easy    35        (adjective,adverb,interjection)
full    34        (adjective,adverb,noun)
close    29        (adjective,adverb,verb)
late    28        (adjective,adverb,noun)
proper    27        (adjective,adverb,noun)
fast    25        (adjective,adverb,verb)
wide    25        (adjective,adverb)
item    23        (noun,adverb)
wrong    23        (adjective,adverb,noun)
ago    22        (adjective,adverb)
behind    22        (preposition,adverb,adjective)
quick    22        (adjective,adverb,noun)
straight    21        (adjective,adverb,noun)
direct    20        (adjective,adverb,verb)
extra    20        (adjective,adverb,noun)
morning    20        (noun,adverb)
pretty    20        (adjective,adverb,noun)
overall    19        (adjective,adverb,noun)
alone    18        (adjective,adverb)
bright    17        (adjective,adverb,noun)
flat    17        (adjective,adverb,noun)
whatever    16        (pronoun,adverb,interjection)
slow    15        (adjective,adverb,verb)
clean    14        (adjective,adverb,verb)
fresh    14        (adjective,adverb)
whenever    14        (conjunction,adverb)
cheap    13        (adjective,adverb)
thin    13        (adjective,adverb,verb)
cool    12        (adjective,adverb,noun)
fair    11        (adjective,adverb,noun)
fine    11        (adjective,adverb,verb)
smooth    10        (adjective,adverb,verb)
false    7        (adjective,adverb,idiom)
thick    7        (adjective,adverb,noun)
collect    6        (verb,adverb,noun)
nearby    6        (adjective,adverb)
wild    6        (adjective,adverb,noun)
apart    5        (adjective,adverb)
none    5        (pronoun,adverb,adjective)
strange    5        (adjective,adverb)
tourist    5        (noun,adverb)
aside    4        (noun,adverb)
loud    4        (adjective,adverb)
super    4        (adjective,adverb,noun)
tight    4        (adjective,adverb)
gross    3        (adjective,adverb,verb)
ill    3        (adjective,adverb,noun)
downtown    2        (adjective,adverb,noun)
honest    2        (adjective,adverb)
ok    1        (adjective,adverb,noun)
pray    1        (verb,adverb)
weekly    1        (adjective,adverb,noun)

با این لیست قید در زبان انگلیسی، زبان انگلیسی را زودتر فراگیرید.

لینک کوتاه این آموزش: http://e-zaban.ir/?p=447

مضارع استمراری

ساخت مضارع استمراری

این زمان جهت بیان عملی به کار میره که در زمان حال به طور مستمر ادامه دارد..

***

طرز تشکیل مضارع استمراری
to be+فعل+ ing

***

صرف مضارع استمراری to be……

I am
You are
Hi is
She is
It is
We are
You are
They are

***

مثال:

Hi is walking

we are talking

They are having dinner

You are watching tv

***

نکته: اشکال مخفف to be که عبارتند از m` s` re در سبک های غیر رسمی زبان به کار میروند.

مثال:
Were having dinner
They`re resting at home

نکته اگر فعل به حرف صدا دار “e” ختم شود به هنگام افزودن پسوند ing به اخر فعل این حرف حذف میشود.

مثال:
 come= coming
Pance= pancing

اگر فعلی به حرف صدادار ختم شود به هنگام اضافه کردن ing به اخر ان فعل حرف صدادار مضاعف میشود.

مثال:
run= running

Sit= sitting

***

طریقه منفی و سوالی کردن مضارع استمراری

جهت سوالی کردن زمان مضارع استمراری فعل to be را به ابتدای جمله میبریم

جهت منفی کردن این زمان علامت منفی not را بهto be اضافه میکنیم.

مثال:
Im not watching tv
Is he writing a letter?

.

لینک کوتاه آموزش مضارع انگلیسی در انگلیسی:

http://e-zaban.ir/?p=437