صفحه اصلی / آموزش زبان (صفحه 5)

آموزش زبان

آموزش زبان به صورت آنلاین و حضوری. آموزش رایگان زبان های خارجه

آدرس به انگلیسی

نکات:

1- نوشتن آدرس در زبان انگلیسی برعکس فارسی است، یعنی آدرس از نام شروع و به کشور ختم می شود. ترتیب آن به صورت زیر است:

نام شخص – واحد – پلاک – کوچه – خیابان – منطقه – نام شهر – نام کشور

2- در نوشتن اسامی خاص و عبارات دقت شود. این اسامی ترجمه نمی شود، برای مثال عبارت برج سفید را به صورت white towerترجمه نمی کنند بلکه به صورت Borje Sefidنوشته خواهد شد.

3- شماره تلفن و کدپستی نیز در انتهای آدرس قید می شود. برای مثال یک شماره تلفن در تهران به این صورت نوشته می شود 00982188888888در این نمونه کد ایران با 00و یا +مشخص می شود و پس از آن کد شهر بدون 0ذکر می گردد.

4- در هنگام وارد نمودن آدرس در فرم ها، در برخی موارد نام کشور، شهر، شهرستان و کد پستی در کادرهای مجزایی تعبیه شده است. همچنین در برخی موارد آدرس به دو بخش Address Line 1و Address Line 2تقسیم شده است که در گزینه 1 قسمت اصلی آدرس و در گزینه 2، ادامه آدرس آورده می شود.

5- برای نوشتن آدرس به زبان انگلیسی از مخفف های عبارات نظیر St, Ave, Sq, …استفاده می شود و از نوشتن عبارت کامل Street, Avenue, Square, …خودداری می گردد. همچنین پس از تمامی اسامی مخفف نقطه گذاشته می شود.

6- برای نام کشور، تمامی آن با حروف بزرگ نوشته می شود.

7- حرف اول تمامی اسامی خاص و مخفف شده با حروف بزرگ نوشته می شود.

8- در خصوص کاما و نقطه دقت شود که کاما یا ویرگول به آخرین حرف کلمه چسبیده است و پس از آن با یک فاصله، کلمه بعدی آورده می شود. نقطه هم به آخرین حرف از آخرین کلمه خواهد چسبید.

 

ترجمه اصطلاحات و عبارات اساسی:

واحد: Unit

طبقه: Floor

شماره (پلاک): No

کوچه: Alley

خیابان: St

محله(کوی): Quarter

بلوار: Blv

خیابون فرعی: Stop Street

میدان: Sq

بزرگراه:   Free Way – High Way = Hwy

بعد از: After

قبل از: Before

جاده: Rd

خیابان بزرگ: Ave

روبروی: in front of

جنب(نزدیک): Near

گوشه: at the corner of

نبش: Next to the

طبقه اول: First Floor

طبقه همکف: Ground Floor

ابتدای: First of

انتهای: End of

بن بست: Dead End

ساختمان: Building

سه­ راهی: Junction

چهارراه: Crossroad

تقاطع: Intersection

ورودی: Entrance

فلکه (چهارراه فلکه اى ،دورزننده ،غیرمستقیم): roundabout

مجتمع مسکونی: residential complex

 

چند مثال:

مثال1: بزرگراه نیایش – خیابان سعادت آباد – میدان کاج – خیابان کارگر شمالی – خیابان مرتضوی – بلوار صالحی – کوچه درختی – پلاک 22

No 22, Derakhti Alley, Salehi Blv, Mortazavi St, North Kargar St, Kaj Sq, Saadat Abad Av, Niayesh Highway

 

مثال2: تهرانپارس – خیابان نوروزی – بعد از چهار راه تیرانداز – خیابان 160 غربی – پلاک 12 – واحد 5

Unit 5, No 12, West 160 St, after Tirandaz Cross, Hojr ebne oday Ave, Tehran Pars

 

مثال 3: خیابان ولیعصر، خیابان یاسری، روبروی پارک یاس، کوچه چهارم، پلاک 18، طبقه 2، واحد 5

Unit 5, Floor 3, No 18, 4th Alley, in front of Yas Park, Yaseri Ave, Valiasr Ave

 

مثال 4: یوسف­آباد – خ سید جمال الدین اسدآبادی – خ 25 پ 51 طبقه 3 واحد 7

Unit 7, Floor3, No 51, 25st St, Jamalodin Asad Abadi Av, Yusef Abad

 

مثال 5: بلوار توحید ، نرسیده به خیابان غدیر ، کوچه ی شاهد ، ساختمان نگار ، طبقه 2 ، واحد 12

Unit 12 – Flat 2 – Negar Bldg – Shahed Alley – Before Ghadir St – Tohid Blvd

 

بیان شفاهی آدرس

چطور می تونم به خیابان اصلی برسیم؟

How do I get to Main Street

 

نزدیک ترین پمپ بنزین کجاست؟

Where is the closest gas station?

 

می تونید به من بگید که مرکز موبایل کجاست؟

Can you tell me where the Mobile Centeris?

 

دنبال خیابان دوازدهم هستم

I’m looking for 12th Street.

 

آیا شما اهل این طرفا هستی؟

Are you from around here?

 

ب- آدرس دادن به صورت شفاهی:

ساده ترین راه/ سریع ترین راه/ بهترین راه این است که …

The easiest/ quickest/ best way is to…

 

به سمت (راست، چپ، پاییت، بالا) بروید

Go + direction (right, left, down, up, through)

 

جاده (نام جاده) را بگیرید و …

 take + road name

 

به راست/ چپ بپیچید

turn + right/left

 

بهترین راه این است که به سمت راست در بلوار پارک بپیچید.

 The easiest way is to go right on Park Avenue.

 

سریع ترین راه این است که خیابان شماره 1 را بگیرد و ادامه دهید.

The quickest way is to takeRoad Number 1.

 

جاده شماره 1 را 10 دقیقه ادامه دهید.

 Stay onRoute 1 for about ten minutes.

 

وقتی به … رسیدید به … بروید

when you get to…go…

 

پیاده حدودا 10 دقیقه راه هست.

 It’s about a five minute walk.

 

با اتوبوس حدودا 20 دقیقه راه هست.

 It’s about a twenty minute bus ride.

 

یک ساعت بزرگ سمت راست خواهید دید.

You will see a large clock on the right.

 

پمپ بنزین را رد می کنی

You will pass a gas station.

 

سر چراغ بعدی بپیچ به راست

At the next traffic lights turn…

 

دنبالم بیا، من راه را نشانت می دهم

Follow me. I’ll show you the way.

امتحان tcf

درباره ی امتحان  tcf بیشتر بدانید!

 

شاید اگر شما هم به فکر ادامه تحصیل یا مهاجرت کاری … به فرانسه یا کانادا هستید، نام امتحان tcf را شنیده باشید.

TCF شکل کوتاه شده ی عبارت Test de connaissance du français به معنای امتحان تعیین سطح آشنایی شما با زبان فرانسه است. این آزمون شامل چهار بخش زیر می باشد:

  1. TCF   چنانچه می خواهید مهارت های زبان فرانسه خود را برای ادامه تحصیل در دانشگاه های فرانسوی و یا مهاجرت کاری محک بزنید. می توانید در امتحان tcf شرکت کنید.
  2. TCF Québec  و اگر هدف شما از این آزمون، مهاجرت و اقامت دراز مدت در کبک است و برای پرونده ی مهاجرتی خود نیاز به نمره ی زبان فرانسه دارید، باید در این آزمون شرکت نمایید.
  3. TCF DAP   ویژه ی داوطلبانی است که می خواهند در مقطع کارشناسی (معادل  licence 1 ) و یا در یکی از مدارس معماری فرانسه تحصیل نمایند.
  4. TCF pour l’accès à la nationalité française  این آزمون برای کسانی است که می خواهند زبان فرانسه خود را برای گرفتن ملیت فرانسوی محک بزنند.

 

توضیح بند 2:

TCF pour le Québec

Public : toute personne, quelles que soient sa nationalité et sa langue d’origine, désireuse d’entamer des procedures d’immigration permanente auprès du ministère québécois de l’immigration, de la diversité et de l’inclusion.

این آزمون ویژه ی متقاضیان مهاجرت به کبک است که برای انجام ژروسه ی مهاجرت به آن نیاز دارند.

Le TCF pour le Québec a été conçu pour répondre aux exigences des autorités québécoises qui rendent obligatoire et systématique la passation de tests et examens de français standardisés dans le cadre des procédures d’obtention du certificat de sélection du Québec (CSQ) conduisant à la délivrance d’un visa permanent. Les Français et les francophones sont également concernés par cette mesure.

امتحان tcf برای کبک است که به منظور پاسخ گویی به معیارهای دولت کبک جهت صدور گواهی پذیرش کبک CSQ برای دریافت ویزا لازم می باشد.

امتحان tcfq خود شامل دو بخش درک شنیداری و صحبت کردن به زبان فرانسه است. لازم به توضیح است که اول ماه اوت 2013، کسب حداقل امتیاز b2  را معادل 16 امتیاز ماکزیمم مربوط به زبان فرانسه قرار داد.

لینک کوتاه امتحان tcf :

http://e-zaban.ir/?p=481

ازدواج در فرانسه

ازدواج در فرانسه

 

دانلود فایل pdf این سوژه

 

اسامی شغلها در زبان انگلیسی

لیست اسامی شغلها در زبان انگلیسی در زیر آمده است:

***

Typist=ماشین نویس‌
Principal=مدیر مدرسه‌
Miller آسیابان
Physician=پزشک
Webmaster =کارشناس اینترنت
Dancer=رقاص
Actuary=امارگیر
Archivist=بایگان،ضابط
Interpreter =مفسر
Seafarer=دریانورد ،بحرپیما
Undertaker =قبرکن
Employer=کارفرما
Priest =کشیش
Assistant=معاون
Bookseller =کتاب فروش
Diplomat=دیپلمات
Publisher =ناشر
Detectiveکاراگاه
Baker=نانوا

***

اسامی شغلها در زبان انگلیسی

***
Demarche=بخشدار
Manager =مدیر
Employee=کارمند
Governor =فرماندار
Dress maker=خیاط زنانه
Cashier =صندوقدار
Receptionist=منشی
Weatherman =هواشناس
Maid=خدمتکار زن
Repairman =تعمیرکار
Shepherd/Rancher=چوپان
Farmer =کشاورز
Gardener=باغدار
Artist =هنرمند
Muezzin=موذن
Banker =بانکدار
Cameleer=ساربان
Blacksmith =آهنگر
Cook=آشپز
Boss =رءیس

***

اسامی شغلها در زبان انگلیسی

***

Dentist=دندان پزشک
Brigadier =سرتیپ
Carpenter=نجار
Caretaker =سرایدار
Housekeeper =خانه دار
Clerk =کارمند
Council=شورا
Coach=(مربی (وررشی
Writer/Author=نویسنده
Colonel =سرهنگ
Waiter=گارسون
Diver =غواص
Professor=استاد
Doctor =دکتر
Seller=فروشنده
Doorman =دربان
Glass maker=شیشه بر
Headmaster =مدیر مرد
Headmistress=مدیر زن
Green grocery =سبزی ومیوه فروش
House wife=زن خانه دار
Guard =نگهبان
Painter=نقاش ساختمان
Firefighter/fireman =آتش نشان
Boatman=قایقران
Judge =قاضی

***

اسامی شغلها در زبان انگلیسی

***

Fisherman=ماهیگیر
Lawyer =وکیل
Street sweeper=رفتگر
Worker =کارگر
Minister=وزیر
Mayor =شهردار
Pilot=خلبان
Miner =معدنچی
Copilot=کمک خلبان
Nurse =پرستار
Barber=آرایشگر مرد
Officer =افسر
Clergy man=روحانی
Photographer =عکاس
Specialist=متخصص
Plumber =لوله کش

***

اسامی شغلها در زبان انگلیسی

***

Footballer=فوتبالیست
Player =بازیگر
Butcher=قصاب
Porter =باربر
Watchman=ساعت ساز
President
رئیس جمهور
Grocer=بقال
Leader =رهبر
Operator=تلفنچی
Prime minister =نخست وزیر
Merchant=تاجر
Psychologist =روانشناس
Optician/Optometrist
چشم پزشک / عینک ساز
Reporter =گزارشگر
Calligrapher=خطاط
Retired =بازنشسته
Forester=جنگلبان
Sculptor =مجسمه ساز
Teacher=معلم
Sergeant =گروهبان
Engineer=مهندس

***

اسامی شغلها در زبان انگلیسی

***

Surgeon=جراح
Driver=راننده
Shopkeeper =مغازه دار
Singer=خواننده
Soldier =سرباز
Speaker=سخنران
potter =سفالگر
Welder=جوشکار
Tourist =جهانگرد
Jerry builder=بسازبفروش
Architect =معمار
Mason=بنا
Florist =گل فروش
stockbroker=دلال
Composer =آهنگ ساز
Babysitter=پرستار بچه
Translator =مترجم
Ecologist=محیط شناس
Journalist =رورنامه نگار
Pharmacist=داروفروش
Postman =پستچی
Sheriff=کلانتر
Shoemaker =کفاش
Hunter=شکارچی
Construction worker=کارگرساختمان
Accountant=حسابدار
Announcer =گوینده
News announcer=گوینده خبر
Director =کارگردان
Poet=شاعر
Conductor=رهبر ارکستر
Servant=پیشخدمت
Army =نظامی

***

اسامی شغلها در زبان انگلیسی

***

Captain=ناخدا
Governor =فرماندار
Dress maker=خیاط زنانه
Student =دانش آموز
Tailor=خیاط مردانه
Repairman =تعمیرکار
Shepherd/Rancher=چوپان
Economist =اقتصاد دان
flight attendant =مهماندار هواپیما
scientist =دانشمند
Researcher=پژوهشگر
Truck driver =راننده کامیون
Actress=هنرپیشه زن
Decorator =آذین گر
Actor=هنر پیشه مرد
Referee =داور
Editor=ویراستار ، سر دبیر
Chef =سرآشپز
Veterinarian=دامپزشک
Surveyor =نقشه بردار
Musician=موسیقیدان
Sailor =ملوان
Merchant=بازرگان
Spy=جاسوس

 لینک کوتاه اسامی شغلها در زبان انگلیسی:

http://e-zaban.ir/?p=461

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

 تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

 A, a             
  حرف a  صداهای مختلفی دارد مثل (آ ) ، (اُ ) ، (اَ ) و غیره که براساس
حروف همجوار یا موجود در آن کلمه تعیین می گردد . مثلاً اگر (a ) قبل از 
(ss) ، ( L) ، ( ph) ، ( th) ، ( r) بیاید معمولاً صدای (آ ) می دهد مثل :
Car- park -father- pass
Path -star -craft
After- far -telegraph
Calm- bar- photograph
Grass- bath -class
نکته: هرگاه بعد از( a) حرف  ( L)و بعد از   آن یکی از حروف (L) ( f)یا(v ) ،باشد
نه تنها( a) صدای( آ) میدهد  بلکه ( L) نیز تلفظ نمی شود مثل :
Palm , half , halves
اگر( a)قبل از حروف ( L) یا (w )  قرار بود معمولاً صدای ( اُ ) می دهد مثل :
Low , saw , jaw , small , chalk , also , all ,
اگر بعد از( a )یکی از حروف (I)یا(y)بیاید صدای خودش یعنی  ،    
(اِی ) را میدهد مثل :
Say , way ,jaw , small , chalk , also , all
در کلماتی که دارای حرف ( a ) باشند  و حرف آخر کلمه هم ( e)
 باشد (a)صدای خودش یعنی ( اِی ) را می دهد ، مثال :
Take , table , face , shake , blade , save
همچنین در کلماتی که دارای ترکیب، tive و یا tion
 باشند حرف( a ) صدای خودش را می دهد ، مثل :
Native , nation , dilation , realization , station , relation
در کلماتی که نیز که بهy  ختم شده اند اگر یک حرف ما قبل آخر
( a) باشد باز صدای خودش را  می دهد مثل :
Lady , baby ,
بطور کلی در غیر از این موارد بالامعمولاً ( a )صدای ( اَ ) می دهد :
Bad , mat , sad ,cat

نکته :باید دانست که که در برخی از کلمات که حرف اول آنها ( a ) می باشد و

و بعد از آن یک حرف بی صدا مثل  ( g) یا ( b)قرار دارد وبعد از آنهامجدداً یک حرف صدا دار مثل
(a ) ، ( o)و غیره بیاید( a) اول کلمه ،  بصورت ( آ و اِ ) ضعیف ادا می شود ، مثل :
Again , about , ago , adore

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

B , b

در اکثر کلمات صدای ( ب ) فارسی دارد . اما معملاً در موارد زیر حرف ( b)
 تلفظ نمی شود :
اگر بعد ( m) بیاید ، مثل  – plumb numb , thumb , dumb
climb , lamb , comb

 اگر قبل از حرف( t)  قرار گیرد مثل :

doubt , debt

C , c

  حرف ( c ) بنا بر حروفی که با آنها ترکیب می شود می تواند صداهای
(س ) ، ( ک ) و یا ( ش ) داشته باشد .
 قبل از یکی از حروف ( y) ، ( e) ، (i) ,  معمولاً صدای (س ،  ) می دهد ، مثل :
City , face , race , bicycle , cell , cinema , ceiling ,
اگر ( c)  قبل از یکی از ترکیبات صدای( ia) و یا ، ( io)و یا, ( ie) ، (ea)   بیاید
( c)صدای(ش) می دهد ، مثل :
Delicious , social , ocean, ancient vivacious , precious
حرف ( c) معمولاً در غیر این موارد بالا صدای ( ک ) دارد ، مثل :
Music , scientific , craft , cloth , tract ,
نکته :
معمولاً ( c) در آخر کلمات انگلیسی صدای ( ک ) می دهد .
حرف ( c) غالباًبعد از  حرف ( s) تلفظ نمی شود ، مثل:
scenery,scissors
 ترکیب (ch ) اصولاً صدای ( چ ) می دهد ، مثل :
Church , china , chips
اما اگر کلمۀ مزبور از زبان یونانی باشد( ch) ، صدای ( ک) می دهد مثل :
Scheme , chorus , echo
و اگر کلمۀ مورد نظر از زبان فرانسه باشد ( ch)صدای ( ش ) دارد مثل :
Machine , chevalier
 در برخی از کلمات مثلarchduke , archbishop صدای ( چ ) می دهد
.
گاهی نیز اصلاً تلفظ نمی شود ، مثل :
Yacht , schism ,
ترکیب ( ck) : صدای ( ک) می دهد ، مانند

rock , pack , packet

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

D , d

( d) صدای ( د ) می دهد ، مانند :

Mad , doctor , admit , dog   (

نکته 🙁 d)بعد از t صدای خود را دارد مانند:

Acted , celebrated , hated

اگر بعد از( d) ترکیب(ge)بیاید ( d) تلفظ نمی شود ، مثل :

Gadget , judge , knowledge , bridge , edge , pledge , lodge ,

اگر ( -ed) بعد از حروف بیصدا بیاید معمولاً صدای (ت) می دهد مانند :
Stopped , washed , brushed , worked , watched , stuffed

( d)گاه در ترکیب ( die) صدای ( ج ) می دهد ، مانند
Soldier
( d)در کلمات زیر به تلفظ در نمی آید :
Wednesday , handkerchief , handsome

E , e

در صورتی که در کلمه ای(e) آخرین حرف باشد و دومین حرف ما قبل نیز ( e)
 صدای خودش یعنی (ایی ) را می دهد ، مثل:
Severe , scheme
( e)در آخر ضمایر و افعال کمکی صدای خودش را می دهد مانند :
Be , he , me , she ,
( e) در آخر کلمات تلفظ نمی شود ، مانند :
Take , change , blade , save , cake , blame
در غیر این صورت معمولاً صدای (اِ ) فارسی را دارد ، مثل :
Help , send , led , several ,
نکته :اگر( e)قبل از ترکیب ( -ry)بیاید تلفظ نمی شود ، مثل : 
Every , delivery , surgery ,

F ,f                        
( f)در حرف اضافۀ( of)صدای ( و ) می دهد . 

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

G ,g

دارای صداهای ( ج) ( گ) می تواند باشد .اگر ( g) قبل از حروف ( a) و ( o) ، ( u) بیاید

( g)صدای ( گ) می دهد ، مثل :

Gum , gate , God

قبل از حروف ( e) یا ( i)گاه صدای ( ج )  و گاه صدای ( گ) می دهد مانند:

Get , gem , general , ginger

بدین صورت که اگرقبل از یکی از ترکیبات( en) ، ( -em) ، ( -in)  ( -er)

بیاید صدای ( ج) می دهد ، مثل : 

Gin , gentle , Germen , germ
معمولاً اگر( g)قبل از( y)بیاید  صدای (ج ) می دهد مثل : 
Biology , Egypt , gypsy , radiology
نکته :
( g)قبل از حروف(m) یا(n)  و یا در ترکیب (dge) تلفظ نمی شود ،مثل :
Resign , gnome , bridge , sign , gnat , diaphragm , judge
( g) در ترکیبات( ght) یا ( gh) تلفظ نمی شود مثل :
Straight , might , right , night , sigh , high , sight , drought , bough ,
(g ) معمولاً در آخر کلمات صدای ( گ) می دهد ، مانند :
Pig , rug big
قبل از یکی از ترکیباتeo) ، ( ao) ، ( ia) صدای ( ج) می دهد مثل :
Giant , gaol , geology ,
( g)در کلماتی که به  ( -ung) ، ( -ong) ، ( -ang) ، ( -ing)
  ختم میشوند به بصورت( گ )خیلی ضعیف تلفظ می شود( صدای گ به گوش نمی رسد بیشتر صدای ن به گوش میرسدو این صدا درون حفره بینی تولید میشود) ، مثل :
Sing , playing , song , sung , eating , sang .
( gh) : گاه صدای ( گ) دارد ، مانند ghost 
 ( gh) : گاه صدای ( ف ) دارد ، مانندenough

H , h

( h) , : صدای ( ه ) و ( ح) فارسی دارد ، مانند hit , head , horn
(h)در برخی از کلمات قبل از برخی حروف صدار دار تلفظ نمی شود ،
مثل :
Hour , honest , heir , rhyme
( h)همواره در آخر کلمه به تلفظ در نمی آید ، مانند :
Oh , sigh , sarah , messiah
( h)بعد (r) از تلفظ نمی شود ، مثل :
Rhetoric , rhubarb , rhyme
نکته :
در صورتی که با برخی کلمات ترکیب شود صدای متفاوتی می دهد،
مثل :
ch = چ  kh = خ  zh = ژ ph  = ف  gh = ق ، غ
sh = ش
th = شبیه (ث ) یا ( ذ) عربی

I , i

حرف( i)معمولاً دارای صدای ( آی ) و ( ایی ) می باشد . 
این حرف که در موارد زیر صدای خودش یعنی ( آی ) را می دهد :
در کلماتی که به ترکیب( -nd) ختم شده اند مانند :
Grind , bind , find , behind , blind
در کلماتی که به ترکیب( -ld) ختم شده اند ، مانند :
Wild , mild , child
در کلماتی که به ( ght) یا ( gh) ختم شده اند ، مانند
Sigh , hight , bright ,
در کلماتی که دارای حرف( i) باشندو حرف آخر آن کلمات  ( e) باشند، 
مانند :
Fine , time , ride , bite , knife ,
در صورتی که بعد ( i)حرف(r ) بیاید  ( i) صدای معادل ( اِ ) می دهد ، 
مانند :
Bird , Birmingham
 در غیر موارد بالا صدای (ایی ) کوتاه می دهد ، مثل:
fit , sit lid , hit , bit

J , j

صدای ( ج ) فارسی دارد ، مثل : ( j)
Judge , job

K , k

صدای ( ک ) میدهد ، مثل : ( K)
Key , kill , kite , kitten
 ( k)معمولاً در اول کلمه و قبل ازحرف( n) تلفظ نمی شود ، مانند :  
Knee , knowledge , know , knock , knife
نکته :
( kh)برای نشان دادن صدای ( خ ) در کلمات غیر انگلیسی بکار می رود
مانند :
Khomeini , khaki , kakh , khosrow
که البته این ترکیب در انگلیسی معمولاً (ک ) تلفظ می شود .

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

L , l

(L ) صدای ( ل ) فارسی را دارد ، مانند :
Lip , bleed , lead , help
(L) قبل از حروف (d ) ، ( k) ، ( m) ، ( f )تلفظ نمی شود ، مانند :
Half , palm , talk , could , calf , folk , yolk , calm ,

M , m

( m)صدای ( م ) فارسی را دارد ، مانند :
Morning , moon , some , him ,

N , n

(n ) صدای (ن ) می دهد مانند :
Noon , sun , can , end ,
( n) بهمراه(m ) تلفظ نمی شود مانند :
Damn , column , solemn , autumn ,
نکته :
اما اگر بعد از( -mn) حرف صدا داری بیا ید(n ) تلفظ نمی شود ، مثل:
Damnable , solemnity ,
ترکیب ( ng-) صدای (ن ) تو دماغی دارد ، مانند :
Thing , sing , playing

O , o

صدای ( اُ ) فارسی را می دهد ، مثل :
Morning , moon , foe , no , rose ,
گاه صدایی بین ( آ ) و ( اُ ) را میدهد ، مانند :
Hot , not , trot
نکته :
در کلمه of صدای( آ) می دهد 
اگر( o)در آخر کلمه بعد از ترکیب ( ry)  بیاید تلفظ نمی شود ، مثل :
Satisfactory , history , factory , explanatory

P , p

(p )مثل حرف (پ ) فارسی تلفظ می شود، مثل :
Put , poor , part , apple , up , pen ,
اگر ( p) بهمراه یکی از حروف(n ) یا ( s) ، ( t) در ابتدای کلمه ای بیاید ،
به تلفظ در نمی آید ، مثل :
Psychology , psalm , pneumonia
همچنین این حرف اگر بین (t ) و ( m)  بیاید تلفظ نمی شود ، مثل :
Empty , resumption , temptation
نکته :
در برخی از کلمات تلفظ نمی شود ، مثل :
Cupboard , raspberry , refit ,
در آخر برخی از کلمات ضعیف تلفظ نمی شود ، مثل :
Lump , dump
ترکیب (ph ) معمولاً صدای ( ف ) می دهد اما گاه صدای (و ) نیز می
دهد ، مثل :
Nephew , Stephen ,
ترکیب( ph) قبل از( th) تلفظ نمی شود ، مثل :
Phthisis ,
در صورتی که(p )  در یک هجا و ( h) در هجای دیگر یک کلمه باشد و هر
یک صدای جداگانه خود را خواهد داشت ، مثل :
Hap , hazard

Q , q

( q)صدای (کو ) فارسی را دارد ، مانند :
Quite , quarrel , question ,

در صورتی که( que) در آخر کلمه بیاید صدای (ک ) می دهد ، مانند :
Coequal, unique

R , r

( r) صدای ( آر) می دهد که زبان به سمت سقف دهان بر میگردد این با (ر) در فارسی متفاوت است.

مانند : Red , dear , car , ready

این حرف در انگلیسی برتانیایی در صورتی که در آخر کلمه بیاید و یا بدنبال آن حرف بیصدا
باشد ، تلفظ نمی شود ، مانند :
Bear , star ,cahier , park , art
نکته :
در انگلیسی برتانیایی اگر بعد از حرف صدا دار باشد و یا کلمۀ بعدی با یک حرف صدا دار
آغاز گردد( r)تلفظ می شود  ،
Origin , radio , father
یا جمله :
? How far is it
  که ( r) تلفظ می شود
S , s                           
( s)مانند ( س) فارسی تلفظ می گردد مانند :
Risk , task , sit ,sixteen
این حرف در آخر بعضی کلمات که به (t ) ، (f ) و ( p), ( k)ختم شده اند
صدای (س ) می دهد مانند :
Lamps , proofs , parks , risks
در آخر ضمایر و افعال کمکی همواره صدای (ز ) می دهد ، مثل :
Was , his , does ,
بین دو حرف صدا دار صدای (ز ) می دهد ، مثل :
Fuse, these, rise , wise ,
ترکیب (sion ) ، ( sua) یا ( sure) صدای ( ژ ) میدهد مثل :
Usual , measure , treasure , television , intrusion
ولی اگر قبل از( s) حرف بی صدا بیاید ، صدای ( ش ) می دهد .
نکته :
( s)معمولاً در اول کلمه همیشه صدای (س ) می دهد ، مثل :
Sit , sack , seal , sour
( s)در برخی از کلمات تلفظ نمی شود ، مثل :
Aisle , isle , island , corps , viscount
در کلماتی که شکل اسمی و فعلی آن یکسان است( s) در شکل فعلی ( س ) ،
  و در شکل اسمی ( ز ) می دهد مثل :
close ___z       close ___ s
( s) قبل از (y )صدای ( ز ) می دهد مثل :
Rosy , noisy , busy , easy
ترکیب( su) همواره صدای ( ش ) می دهد مثل : 
Sure , sugar , insurance ,
ترکیب( sh) صدای ( ش ) می دهد مثل :
push , shall , she , shrine ,

قواعد کلی تلفظ حروف در کلمات انگلیسی

T , t

مانند ( ت) فارسی تلفظ می شود ، مثل :
Root , table , mat
ترکیب( t) با( ia) و یا (ie ) ،( io) صدای ( ش ) می دهد ,مثل :
Patient , partial , nation , function , essential ,
اگر بعد از( t) یکی از حروف( e) یا (i ) و ( u) بیاید صدای ( چ) می دهد ، 
مثل :
Question , , nature , , picture , mutual
( t) در غیر این مواردصدای ( ت ) فارسی را می دهد ، مانند :
Test , too , beat , fifteen
نکته :
( t) در برخی از کلمات تلفظ نمی شود بویژه اگر ( t) در ترکیبهایی نظیر
  (st ) ، (oft ) ، (tle)باشد,مانند :
Fasten , rustle , Christmas , hasten , often
ترکیب( th)  صدای شبیه ( ث ) دارد مانند :

three , with , path

U , u

معمولاً صدای خودش یعنی (یو ) را می دهد( u )در کلماتی که به
use , fuseختم تلفظ نمی شود می شوند) :  مثل
 مثل : ( gue) یا ( que) در ترکیب ( u)
Dialogue , antique ,
در غیر این موارد صدایی بین (آ ) و( اَ ) می دهد مانند :
Cut , but , cult ,

V , v

این حرف صدای (و) فارسی را می دهد بدین صورت که با قرار دادن
دندانهای بالا روی لب پایین تولید می شود ، مانند :
Very, revolt , valid , solve

W , w

این حرف صدای (و ) فارسی را می دهد ، اما باحلقه کردن لبها تولید می شود ، مانند :

Windows , will , well , way

تلفظ نمی (w ) ، شروع می شوند ( wr) نکته : در کلماتی که با ترکیب
شود ، مثل :
Write , wrist , wrap , wring , wrong , wretch , wreck

X , x

این حرف دارای صدای ( ز ) ، (کس )  یا ( گز ) می دهد .
اگر در ابتدای کلمه بیاید در موارد خاصی صدای ( ز ) می دهد ، مانند :
Xylophone , xylosection ,
اگر در ابتدای کلمه بیاید معمولا  صدای (کس ) می دهد مانند :
Express , exercise ,
 اگر بین دو حرف صدا دار باشد صدای (گز ) می دهد مانند :
Exam , example ,

Y ,y

صدای ( یه ) ( آی ) یا ( ئی ) کوتاه می دهد ، مثل :

Yet , yes , my , shy , party , lady

Z , z

صدای (ز) فارسی می دهد,مانند:

zebra, zest,zero

250 قید در زبان انگلیسی

قید در زبان انگلیسی

.

از میان انبوه کلمات، تعداد 252 تا از قید ها در زبان انگلیسی شناسایی شده اند که 154 تای آن قید و بقیه کلماتی هستند که نقش قید نیز دارند. مانند واژه “by” که حرف اضافه می باشد ولی می تواند به عنوان قید نیز به کار رود.
طبق معانی و کاربرد کلمات زیر به این صورت دسته بندی شده اند: 1) مقدار تکرار قید ها 2) تکرار (قید + نوع دیگر)  3) تکرار (نوع دیگر + قید)

نوع    تناوب تکرار    واژه
not    658        (adverb)
also    419        (adverb)
very    191        (adverb)
often    187        (adverb)
however    128        (adverb)
too    114        (adverb)
usually    101        (adverb)
really    79        (adverb)
early    77        (adverb)
never    76        (adverb)
always    69        (adverb)
sometimes    67        (adverb)
together    63        (adverb)
likely    57        (adverb)
simply    54        (adverb)
generally    52        (adverb)
instead    50        (adverb)
actually    46        (adverb)
again    44        (adverb)
rather    42        (adverb)
almost    41        (adverb)
especially    41        (adverb)
ever    39        (adverb)
quickly    39        (adverb)
probably    38        (adverb)
already    36        (adverb)
below    36        (adverb)
directly    34        (adverb)
therefore    34        (adverb)
else    30        (adverb)
thus    28        (adverb)
easily    26        (adverb)
eventually    26        (adverb)
exactly    26        (adverb)
certainly    22        (adverb)
normally    22        (adverb)
currently    19        (adverb)
extremely    18        (adverb)
finally    18        (adverb)
constantly    17        (adverb)
properly    17        (adverb)
soon    17        (adverb)
specifically    17        (adverb)
ahead    16        (adverb)
daily    16        (adverb)
highly    16        (adverb)
immediately    16        (adverb)
relatively    16        (adverb)
slowly    16        (adverb)
fairly    15        (adverb)
primarily    15        (adverb)
completely    14        (adverb)
ultimately    14        (adverb)
widely    14        (adverb)
recently    13        (adverb)
seriously    13        (adverb)
frequently    12        (adverb)
fully    12        (adverb)
mostly    12        (adverb)
naturally    12        (adverb)
nearly    12        (adverb)
occasionally    12        (adverb)
carefully    11        (adverb)
clearly    11        (adverb)
essentially    11        (adverb)
possibly    11        (adverb)
slightly    11        (adverb)
somewhat    11        (adverb)
equally    10        (adverb)
greatly    10        (adverb)
necessarily    10        (adverb)
personally    10        (adverb)
rarely    10        (adverb)
regularly    10        (adverb)
similarly    10        (adverb)
basically    9        (adverb)
closely    9        (adverb)
effectively    9        (adverb)
initially    9        (adverb)
literally    9        (adverb)
mainly    9        (adverb)
merely    9        (adverb)
gently    8        (adverb)
hopefully    8        (adverb)
originally    8        (adverb)
roughly    8        (adverb)
significantly    8        (adverb)
totally    7        (adverb)
twice    7        (adverb)
elsewhere    6        (adverb)
everywhere    6        (adverb)
obviously    6        (adverb)
perfectly    6        (adverb)
physically    6        (adverb)
successfully    5        (adverb)
suddenly    5        (adverb)
truly    5        (adverb)
virtually    5        (adverb)
altogether    4        (adverb)
anyway    4        (adverb)
automatically    4        (adverb)
deeply    4        (adverb)
definitely    4        (adverb)
deliberately    4        (adverb)
hardly    4        (adverb)
readily    4        (adverb)
terribly    4        (adverb)
unfortunately    4        (adverb)
forth    3        (adverb)
briefly    2        (adverb)
moreover    2        (adverb)
strongly    2        (adverb)
honestly    1        (adverb)
previously    1        (adverb)
as    1363        (adverb,conjunction,pronoun)
there    470        (adverb,pronoun,noun)
when    442        (adverb,conjunction)
how    412        (adverb,conjunction)
so    352        (adverb,conjunction,pronoun)
up    296        (adverb,preposition,adjective)
out    294        (adverb,preposition,adjective)
no    213        (adverb,adjective,noun)
only    208        (adverb,adjective,conjunction)
well    184        (adverb,verb,noun)
then    179        (adverb,adjective)
first    176        (adverb,adjective)
where    166        (adverb,pronoun,noun)
why    118        (adverb,conjunction,noun)
now    104        (adverb,conjunction,adjective)
around    101        (adverb,preposition)
once    95        (adverb,conjunction)
down    94        (adverb,preposition,adjective)
off    74        (adverb,preposition,adjective)
here    72        (adverb,interjection)
tonight    71        (adverb,noun)
away    59        (adverb,adjective)
today    54        (adverb,noun)
far    46        (adverb,adjective)
quite    45        (adverb,interjection)
later    42        (adverb,interjection)
above    40        (adverb,preposition,adjective)
yet    32        (adverb,conjunction)
maybe    17        (adverb,noun)
otherwise    14        (adverb,adjective)
near    13        (adverb,preposition,adjective)
forward    11        (adverb,adjective,noun)
somewhere    10        (adverb,noun)
anywhere    9        (adverb,noun)
please    8        (adverb,verb,idiom)
forever    7        (adverb,noun,idiom)
somehow    6        (adverb,idiom)
absolutely    5        (adverb,interjection)
abroad    2        (adverb,noun)
yeah    2        (adverb,interjection)
nowhere    1        (adverb,pronoun,adjective)
tomorrow    1        (adverb,noun)
yesterday    1        (adverb,noun)
the    9243        (definite article,adverb)
to    4951        (preposition,adverb)
in    2822        (preposition,adverb)
on    1087        (preposition,adverb,adjective)
by    706        (preposition,adverb)
more    597        (adjective,adverb)
about    451        (preposition,adverb,adjective)
such    236        (adjective,adverb)
through    235        (preposition,adverb,adjective)
new    210        (adjective,adverb)
just    208        (adjective,adverb)
any    190        (adjective,adverb)
each    173        (adjective,adverb)
much    165        (adjective,adverb)
before    141        (preposition,adverb,conjunction)
between    137        (preposition,adverb)
free    115        (adjective,adverb,verb)
right    113        (adjective,adverb,noun)
best    108        (adjective,adverb,noun)
since    107        (preposition,adverb,conjunction)
both    91        (adjective,adverb)
sure    90        (adjective,adverb)
without    89        (preposition,adverb,conjunction)
back    86        (noun,adverb,verb)
better    86        (adjective,adverb,noun)
enough    82        (adjective,adverb,interjection)
lot    82        (pronoun,adverb,noun)
small    81        (adjective,adverb)
though    81        (conjunction,adverb)
less    75        (adjective,adverb,preposition)
little    71        (adjective,adverb)
under    70        (preposition,adverb,adjective)
next    64        (adjective,adverb,noun)
hard    61        (adjective,adverb)
real    58        (adjective,adverb,noun)
left    52        (adjective,adverb)
least    50        (adjective,adverb)
short    48        (adjective,adverb,noun)
last    47        (adjective,adverb,noun)
within    46        (preposition,adverb)
along    45        (preposition,adverb)
lower    41        (adjective,adverb)
true    38        (adjective,adverb,verb)
bad    37        (noun,adverb,adjective)
across    36        (preposition,adverb,adjective)
clear    35        (adjective,adverb,verb)
easy    35        (adjective,adverb,interjection)
full    34        (adjective,adverb,noun)
close    29        (adjective,adverb,verb)
late    28        (adjective,adverb,noun)
proper    27        (adjective,adverb,noun)
fast    25        (adjective,adverb,verb)
wide    25        (adjective,adverb)
item    23        (noun,adverb)
wrong    23        (adjective,adverb,noun)
ago    22        (adjective,adverb)
behind    22        (preposition,adverb,adjective)
quick    22        (adjective,adverb,noun)
straight    21        (adjective,adverb,noun)
direct    20        (adjective,adverb,verb)
extra    20        (adjective,adverb,noun)
morning    20        (noun,adverb)
pretty    20        (adjective,adverb,noun)
overall    19        (adjective,adverb,noun)
alone    18        (adjective,adverb)
bright    17        (adjective,adverb,noun)
flat    17        (adjective,adverb,noun)
whatever    16        (pronoun,adverb,interjection)
slow    15        (adjective,adverb,verb)
clean    14        (adjective,adverb,verb)
fresh    14        (adjective,adverb)
whenever    14        (conjunction,adverb)
cheap    13        (adjective,adverb)
thin    13        (adjective,adverb,verb)
cool    12        (adjective,adverb,noun)
fair    11        (adjective,adverb,noun)
fine    11        (adjective,adverb,verb)
smooth    10        (adjective,adverb,verb)
false    7        (adjective,adverb,idiom)
thick    7        (adjective,adverb,noun)
collect    6        (verb,adverb,noun)
nearby    6        (adjective,adverb)
wild    6        (adjective,adverb,noun)
apart    5        (adjective,adverb)
none    5        (pronoun,adverb,adjective)
strange    5        (adjective,adverb)
tourist    5        (noun,adverb)
aside    4        (noun,adverb)
loud    4        (adjective,adverb)
super    4        (adjective,adverb,noun)
tight    4        (adjective,adverb)
gross    3        (adjective,adverb,verb)
ill    3        (adjective,adverb,noun)
downtown    2        (adjective,adverb,noun)
honest    2        (adjective,adverb)
ok    1        (adjective,adverb,noun)
pray    1        (verb,adverb)
weekly    1        (adjective,adverb,noun)

با این لیست قید در زبان انگلیسی، زبان انگلیسی را زودتر فراگیرید.

لینک کوتاه این آموزش: http://e-zaban.ir/?p=447

عجيب ترين جمله انگليسی

عجيب ترين جمله انگليسی

این عجيب ترين جمله انگليسي با کلمه ای یک حرفی آغاز می شود٬ کلمه دوم دو حرفیست٬‌ چهارم چهار  حرفی… تا بیستمین کلمه که بیست حرفی می باشد.
.

                عجيب ترين جمله انگليسی

I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes intercommunications
incomprehensibleness.

ترجمه عجيب ترين جمله انگليسی

نمی دانم این دكترهای خانوادگی این دست خط های گیج کننده را از کجا کسب می کنند.با این حال سواد پزشکی انها غیر قابل کشف بودن این دست خط ها را جبران کرده و بر غیر قابل کشف بودن انها ( دست خط ) برتری می جوید.

لینک کوتاه عجيب ترين جمله انگليسی:

http://e-zaban.ir/?p=441

مضارع استمراری

ساخت مضارع استمراری

این زمان جهت بیان عملی به کار میره که در زمان حال به طور مستمر ادامه دارد..

***

طرز تشکیل مضارع استمراری
to be+فعل+ ing

***

صرف مضارع استمراری to be……

I am
You are
Hi is
She is
It is
We are
You are
They are

***

مثال:

Hi is walking

we are talking

They are having dinner

You are watching tv

***

نکته: اشکال مخفف to be که عبارتند از m` s` re در سبک های غیر رسمی زبان به کار میروند.

مثال:
Were having dinner
They`re resting at home

نکته اگر فعل به حرف صدا دار “e” ختم شود به هنگام افزودن پسوند ing به اخر فعل این حرف حذف میشود.

مثال:
 come= coming
Pance= pancing

اگر فعلی به حرف صدادار ختم شود به هنگام اضافه کردن ing به اخر ان فعل حرف صدادار مضاعف میشود.

مثال:
run= running

Sit= sitting

***

طریقه منفی و سوالی کردن مضارع استمراری

جهت سوالی کردن زمان مضارع استمراری فعل to be را به ابتدای جمله میبریم

جهت منفی کردن این زمان علامت منفی not را بهto be اضافه میکنیم.

مثال:
Im not watching tv
Is he writing a letter?

.

لینک کوتاه آموزش مضارع انگلیسی در انگلیسی:

http://e-zaban.ir/?p=437

صفات با حروف اضافه خاص

 صفات با حروف اضافه خاص:

1- (be) accustomed to
عادت داشتن به

2- (be) good at
خوب بودن در

3- acquainted to
آشنا با

4- adequate for
مناسب برای

5- afraid ofترسیده از

*** صفات ***

6- ashamed of
خجالت زده از

7- attentive to
متوجه به

8- bored with
خسته از

9- capable of
توانا در

10- composed of
متشکل از

*** صفات ***

11- coverd with
پوشیده از

12- envious of
حسود به

13- excoted about
هیجان زده از

14- far from
دور از

15- fond of
علاقمند به

*** صفات ***

16- frightened of
ترسیده از

17- happy about
خوشحال از

18- hopeful of
امیدوار به

19- indiffrent to
بی تفاوت به

*** صفات ***

20- inferior to
پست تر از

21- innocent of
بی گناه در

22- insisten on/upon
مصر بر

23- involved in
دخالت داشتن در

24- uninvolved in
دخالت نداشتن در

25- jealous of
حسود به

*** صفات ***

26- konwn for
معروف به

27- nervous about
عصبی از

28- pleased with
راضی از

29- proud of
مفتخر به

30- qualified for
لایق در

31- regrdless of
صرف نظر از

32- sad about
ناراحت از

33- satisfied with
راضی از

34- sick of
دلزده از

*** صفات ***

35- superior to
برتر از

36- supportive of
حامی

37- suprised at/by
متعجب از

38- suspected of
مظنون به

39- tired of
خسته از

.

لینک کوتاه این آموزش گرامر انگلیسی:

http://e-zaban.ir/?p=425